راستین راستین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره

راستین فرشته کوچولوی مامان و بابا

یلدا مبارک

عزیزم این اولین شب یلدایی هست که تو پیش مایی فکر کن ؟!!! چقدر خوش به حال ماست هـــــــــــــــــــورا هــــــــــــــــــورا امشب قراره مامانی، بابایی و خاله ها بیان خونمون فردا شبم با یه شب تاخیر برای اینکه عمو و عمه هم خونه باشن میریم خونه مامان بزرگ  ماه پسند و بابا بزرگ علی اولین شب یلدات مبارک پسرم هندونه بده قاچ کنیم لپ هاتو بده ماچ کنیم غماتو بده چال کنیم بـــخنـــد تـــــا مــــــا حـــــــال کنیـــــــم یلدا مبارک ...
30 آذر 1390

وروجک مامان

سلام وروجک جون عزیز کیفیت راه رفتن خیلی خیلی بهتر شده، الان دیگه بدونه کمک گرفتن از ماها خودت لبه مبل، چهارچوب در، ... می گیری و بلند می شی ماشاءالله مامان دیروز که از مهد اوردمت خیلی خوابت می آمد ولی مگه شیطونی کردن امان می ده که شما بخوابی خلاصه تا ٦:٣٠ بازی کردی بعدش به مدت یک ساعت خوابیدی و بیدار شدی انگار دوپینگ کردی وقتی خوابیدی منم دیروز خیلی کار داشتم آخه ٥ شنبه جمعه رفته بودیم خونه دایی احمد و دیر وقت برگشته بودیم، نتونسته بودم ساکت و لباساتو وسایلتو جمع کنم قبل رفتنم کلی لباس شسته بودم که باید جمع می کردم تو اون یک ساعت که شما خواب تشریف داشتین من بدو بدو به این کارا رسیدم و شام درست کردم ساعت ١١:٣٠ مامان بابا می خوان بخوابن ول...
27 آذر 1390

شرکت در مسابقه نی نی وبلاگ

با سلام من راستین جوجو در مسابق نی نی وبلاگ شرکت کردم اگه از طرحی که مامانی واسم کشیده خوشتون امده لطفاً بهم رای بدیم کد منم ١١١ برای آشنایی با نحوه رای گیری به ادامه مطلب مراجعه کنید ١١١  رای دادن به صورت پیامکی می باشد                آغاز رای گیری   :       ساعت 00:01 روز پنجشنبه ( یکم دی ماه )  پایان رای گیری :        ساعت 23:59 روز جمعه ( نهم ماه ) 1)     روز شروع رای گیری یک شماره 11 رقمی معرفی خواهد شد. 2)     ه...
26 آذر 1390

گوش درد

عسله مامان دوباره گوش درد گرفتی، توی طول روز حالت خیلی خوبه و سرحالی و همین که می خوایم بخوابی شروع می کنی گریه کردن اونم چه گریه ای همراه با جیغ جیگرم حدود یک هفته و نیمه که شبا خواب نداری طفلکی بابایی اونم خدایش خیلی کمک من می کنه و اگه بغل کردن بخوای خودش اینقدر بغلت می کنه تا خوابت ببره بعدشم میزارتت روی پاهاش تا کاملاً خوابت سنگین بشه ولی بعضی وقتها همین که میزارتت زمین دوباره بیدار می شی و دوباره روز از نو روزی از نو مامان بابا خیلی خستن زود خوب شو پسرم.  البته سری اولی که گوش درد گرفتی دکترت بهم گفت که این گوش درد مدام تا ٣ سالگیت تکرار می شه و باید حواسم جمع باشه ولی متاسفانه این دکترا .... هر چقدر بهشون می گی بابا من می ...
22 آذر 1390

عکس از ایستادن راستین

راستین الان می تونی حدوداً 11 ثانیه ثابت وایستی و دو قدم به جلو برداری ولی خیلی زود می خوری زمین. اینم عکسش پسرم دیشب تونستی دوبار بدون کمک ما با گرفتن مبل از جات بلند بشی همه می گن احتمالاً زود راه می افتی آفرین پسره زرنگ خودم. بووووووووووووووووووس ...
20 آذر 1390

راستین و زهرا جوجو

الهی فدای دوتاتون بشم که اینقدر خوشگلین شماها از اونجایی که دوتاتون با هم توی یک مهد کودک می رین و انجا با همین خیلی خوب با هم کنار میاین دوستون دارم جیگرها ...
20 آذر 1390

راه رفتن

سلام گلم روز یکشنبه که رفتم از مهد بیارمت خونه طبق معمول همه خاله ها جلوی در جمع شدن شروع کردن از شما که پسره گله خودم باشی تعریف وتمجید کردن ... یک دفعه خانم حسینی معاون مهد خودشو به من رسوند و گفت مژده به مژده بده ؟ ... . . . . هورا هورا راه رفتن یاد گرفتی مادر نمی دونم چرا یک دفعه همه تغییراتت با هم اتفاق افتاد 1. دندون درآوردن 2. چهاردست و پا رفتن 3. حالا هم که راه رفتنت از دوشنبه تا جمعه من با شما تو خونه بودیم نمی دونی چه بالایی سرم اوردی که همش می خواستی تاتی تاتی کنی تو روروک که نمی رفتی، قدرت خدا چهار دست و پا هم که برای دو روزت بود الان دیگه ادعای بزرگی داری و می خوای راه بری و دائم باید دستاتو بگیریم از ...
19 آذر 1390

9 ماهگی

عزیزم امروز رفتی تو ٩ ماهگی فکر کن !!! اصلاً فکر نمی کردم اینقدر زود بگذره اوایلش خیلی برام سخت بود ولی الان زود زود داره می گذره ایشاالله مدرسه رفتنت مادر  بعدش دانشگاه رفتنت    و عروسیت مادر الهی قربونت برم     ...
13 آذر 1390